
رنگ امید بر بوم جنگزدگان: هنر چگونه زندگیها را بازمیسازد (استفاده از استعاره رنگ و امید)
هنر و بهبودی پس از جنگ دو جنبهای هستند که وقتی با هم ترکیب میشوند، میتوانند به ما کمک کنند تا از زندانی شدن در یک تجربه آسیبزا دست برداریم.
اد زندگی؛ توسعه تونمندی های فردی؛ مریم طرزی– وقتی افرادی در محیطی خشونتآمیز متولد میشوند، رشد می کنند،بزرگ میشوند، زندگی میکنند، زنده میمانند و شاهد رنج بسیاری از افراد دیگر هستند، به سختی میتوانند میل به زندگی را در خود حفظ کنند.
این حال و احساس حتی زمانی که خشونت متوقف شده و صحبت از بازسازی میشود نیز صادق است. با این حال، راهی برای دگرگون کردن این واقعیتهای طاقتفرسا وجود دارد و میتوانیم ارتباط بین هنر و بهبودی پس از جنگ را پیدا کنیم.

هنر چگونه به بهبودی در شرایط پسا جنگ کمک می کند؟
وقتی از بهبودی پس از جنگ صحبت میکنیم، به رویدادهایی اشاره میکنیم که پس از توافقهای صلح که به درگیری پایان دادهاند، رخ میدهند.
بنابراین، هنر و بهبودی پس از جنگ چه ارتباطی با یکدیگر دارند و چگونه میتوانند به دگرگون کردن واقعیتها کمک کنند؟
ارتباط بین هنر و بهبودی پس از جنگ چیست؟
هنر و بهبودی پس از جنگ به طرق مختلف با هم مرتبط هستند. بیایید به برخی از آنها نگاهی بیندازیم:
هر دو راهی برای صحبت در مورد آنچه اتفاق افتاده است هستند.
آنها راهی برای روایت داستان در دوران پس از جنگ هستند. طبق مقاله “بهبود پس از جنگ در کلمبیا: چالشی برای روانپزشکی”، این امر میتواند به طرق مختلف اتفاق بیفتد.
حمایت و بهبودی میتواند از طریق فعالیتهای توجه به قربانیان رخ دهد. این موارد میتواند شامل ایجاد منابع و اشتغال و سازگاری و تقویت نهادها باشد.
علاوه بر این، فرآیندهای اجتماعی برای ارائه بخشش و آشتی، در کنار عوامل دیگر، وجود دارد. در هنر، بهبودی میتواند از طریق فرآیندهای خلاقانه، نمایشگاهها و افرادی که به دیدن آنها میروند، حاصل شود.
از طریق هر دوی این جنبهها، میتوانیم داستانهای مشترک را نشان دهیم. در رویدادهای پس از جنگ، میتوانیم واقعیت خشونتی را که یک جامعه یا یک خانواده تجربه میکند، به عنوان مثال نشان دهیم.
از طریق هنر، میتوانیم مسائل جمعی را نشان دهیم.
احساسات
هر دوی این دیدگاهها درونیترین بخشهای انسان را لمس میکنند. این به این دلیل است که هر دو بر احساسات، افکار و رفتارها تأثیر میگذارند.
در دوران پس از جنگ، تجربیات آسیبزا مجموعهای کامل از احساسات را برمیانگیزند.
با استفاده از هنر، میتوانیم فرآیندهای ناخودآگاه را، چه از طریق خلق اثر هنری و چه زمانی که افراد اثر خلق شده را میبینند، به صحنه بیاوریم.
همه اینها بر اساس داستانهای افراد درگیر در آن دوران است.
هر دوی این فرآیندها راهی برای تغییر رنج و اندوه هستند. در دوره پس از جنگ، برای اطمینان از بازسازی، مراقبت میشود.
در اینجا، ما در مورد فعالیتهایی صحبت میکنیم که به تغییر، مدیریت و پایان دادن به رویارویی کمک میکنند تا صلح حفظ شود و آنچه را که مردم از دست دادهاند، بسازیم یا بازسازی کنیم.
علاوه بر این، از طریق فرآیندهای هنری خلاق، میتوانیم درد را به عنوان راهی برای بازسازی وضعیت آسیبزایی که در آن زندگی میکنیم، تغییر دهیم.
مهمترین ارتباط بین هنر و بهبودی پس از جنگ این است که از طریق فعالیتهای مختلف، میتوانند به بازسازی شکستگی کمک کنند. آنها میتوانند بر بازسازی آنچه که آسیب به جا گذاشته است، تأکید کنند.
هنر، عنصری دگرگونکننده از واقعیتهای پس از جنگ
هنر میتواند عنصری دگرگونکننده از واقعیتها باشد زیرا نوعی زبان است و بنابراین به ما اجازه میدهد تا خود را بیان کنیم.
با این حال، پس از یک تجربه آسیبزا، بیان اتفاقات و حتی تشخیص آن بسیار دشوار است.
بنابراین، در این موارد، هنر میتواند به عنوان وسیلهای عمل کند که به افراد اجازه میدهد خود را ابراز کنند.
اما چگونه این کار میتواند انجام شود؟
خب، دسترسی به تروماها میتواند برای آگاهی ما دشوار باشد. ما میتوانیم دریایی از احساسات و افکار را احساس کنیم که نمیدانیم چگونه آنها را مدیریت کنیم.
از طریق هنر، مقولات و مفاهیم را پردزش می کنیم و با کمک خلاقیت هنری، گام به گام تمام آن چیزهای شکسته درون خود را بازسازی می کنیم.
یک ابزار اثبات شده
بنابراین، هنر ابزاری است که بسیاری از مردم در فرآیندهای بهبودی پس از جنگ از آن استفاده کردهاند. دلایل این امر این است که میتواند:
به ایجاد یک زبان جمعی کمک کند.
منجر به حس محبت میشود. به این دلیل که از طریق فرآیندهای خلاقانه جمعی، میتوانید هویت، همدلی و حتی انگیزه برای ادامه دادن ایجاد کنید.
همچنین میتواند افراد را به انجام کارهایی برای جامعه و با آن ترغیب کند. از انزوا محافظت کنید، زیرا از طریق هنر، افراد میتوانند با خود و دیگران ارتباط برقرار کنند.
به افراد کمک کنید تا میزان آسیب را درک کنند و آنها را به جستجوی حمایت، چه از طریق هنر و چه از طریق اشکال دیگر مانند رواندرمانی، ترغیب کنید.
هنر میتواند واقعیتها را تغییر دهد زیرا راهی است برای جلوگیری از زندانی شدن افراد در گذشته خود و رهایی آنها از رنجشان.
در عوض، مردم را ترغیب میکند تا سعی کنند راه دیگری برای زندگی با آنچه اتفاق افتاده است، بیاموزند.
به همین دلیل، این نوعی پل است که میتواند به افراد کمک کند تا چیزهایی را که آنها را تحت الشعاع قرار داده است، به چیزی سالمتر برای ذهنشان تبدیل کنند.
پس از یک دوره خشونت، هرگز راه آسانی نخواهد بود. با این حال، هنر میتواند وسیلهای برای کمک به فرد باشد تا در موقعیتی که باعث مرگ او شده است، کاوش کند.

هر هنری در بهبودی روحی و روانی و جسمی فرد در دوران پسا جنگ کمک می کند
با این حال، اگر هیچ ابتکار یا تمایلی برای تغییر وجود نداشته باشد، این فرآیند رخ نخواهد داد.
از سوی دیگر، باید توجه داشته باشیم که گروهها و همچنین استراتژیهای سیاسی، اجتماعی و آموزشی وجود دارند که هر فرآیند پس از جنگ را مطالعه میکنند.
آنها این کار را انجام میدهند تا اطمینان حاصل شود که این فرآیند به بهترین شکل ممکن انجام میشود، زیرا هر درگیری به خودی خود منحصر به فرد است.
هنر، تابآوری و بهبودی پس از جنگ
همانطور که هنر ما را به تغییر واقعیتهای آسیبزا هدایت میکند، میتواند عاملی برای افزایش تابآوری نیز باشد. این همان چیزی است که بوریس سیرولنیک، متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک و روانکاو فرانسوی، به ما میگوید. او متخصص فرآیندهای هنر، تعارض و تابآوری است و در جایگاه مناسبی برای اطلاعرسانی به ما قرار دارد.
سیرولنیک ما را به آغاز فرآیندهای تابآوری در دوره پس از جنگ دعوت میکند و هنر را ابزاری مفید برای توسعه این ظرفیت میداند.
در واقع، او سخنرانیای با عنوان «تابآوری و هنر: داستانهای تروما» ارائه داد که در آن تأکید کرد که چگونه در کلمبیا، پس از بیش از ۵۰ سال جنگ، توانست از هنر به عنوان عنصری ارزشمند برای پرورش ظرفیت غلبه بر ناملایمات استفاده کند.
او همچنین چندین کتاب مرتبط با تابآوری نوشته است، به عنوان مثال، «شگفتی درد: حس تابآوری».
راههای بیشماری برای شکوفایی تابآوری از طریق هنر وجود دارد. به عنوان مثال:
سینما.
اپرا.
ادبیات.
عکاسی.
نقاشی.
موسیقی.
علاوه بر این، سایرولنیک رواندرمانی را یک شکل هنری دیگر میداند. او معتقد است که میتواند به تغییر تروماها کمک کند، زیرا کسانی که این درمان را هدایت میکنند، درد و رنج را به زبانی تبدیل میکنند که برای فردی که تجربه آسیبزا را تجربه کرده قابل درک است.
نتیجهگیری
اگر از هنر به درستی استفاده کنیم، دگرگونکننده است، زیرا میتواند به ارتقاء تابآوری فردی و جمعی در افرادی که در نتیجه جنگ دچار تروما شدهاند، کمک کند.
این تنها گزینه نیست. با این حال، هنری است که از طریق اشکال بیان خود، میتواند راههایی را برای افرادی که از درد شدید رنج میبرند، ایجاد کند تا انگیزه بگیرند و به جلو حرکت کنند. این نوعی رهایی از گذشته است.
بیایید اثرات جنگ، با درد و رنج همراه آن را رها کنیم و خود را با عناصر هنر مسلح کنیم.
مطمئناً به تغییر مردم کمک خواهد کرد و ابزاری برای صلح برای خود و جامعهمان خواهد بود. به این ترتیب، ما واقعاً قادر خواهیم بود در دوران بهبودی پس از جنگ به سمت رفاه واقعی حرکت کنیم.
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@



