
پدر پولدار، پدر بیپول: انقلابی در نگرش مالی و راه رهایی از مسابقه موشها
پدر پولدار، پدر بیپول، یک نقطه شروع عالی برای هر کسی است که میخواهد سواد مالی خود را افزایش دهد و زندگیای فراتر از "مسابقه موشها" بسازد و به جای کار برای پول، از پول بخواهد که برایش کار کند.
سواد زندگی؛مدیریت کسب و کار ؛ مریم طرزی– آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چرا برخی افراد با وجود تحصیلات عالی، همواره درگیر مشکلات مالی هستند، در حالی که برخی دیگر با تحصیلات کمتر، به ثروتهای کلان دست مییابند؟ کتاب “پدر پولدار، پدر بیپول” (Rich Dad Poor Dad) نوشته مشترک رابرت کیوساکی و شارون لچر، نه تنها پاسخی تکاندهنده به این پرسشها ارائه میدهد، بلکه رویکرد سنتی ما به پول، کار و ثروت را به چالش میکشد و انقلابی در آموزش مالی فردی ایجاد میکند.

پدر پولدار، پدر بیپول
چگونه انتخابهای مالی و نگرش به ثروت، مسیر زندگی افراد را تغییر میدهد؟
این کتاب که از زمان انتشار خود در سال ۱۹۹۷ به یکی از پرفروشترین و تاثیرگذارترین کتابهای حوزه مالی تبدیل شده است، نه تنها یک راهنمای کسب ثروت، بلکه یک فلسفه جدید برای درک پول ارائه میدهد.
رابرت کیوساکی، نویسنده اصلی، تجربیات دوران کودکی خود را با دو “پدر” به اشتراک میگذارد: پدر واقعیاش که تحصیلکرده و کارمند دولت بود (پدر بیپول)، و پدر بهترین دوستش که یک کارآفرین و سرمایهگذار بود (پدر پولدار).
این دو الگو، با دیدگاههای کاملاً متفاوت درباره پول، کار و زندگی، بنیان اصلی آموزههای کتاب را تشکیل میدهند و به خواننده نشان میدهند که چگونه انتخابهای مالی و نگرش به ثروت، مسیر زندگی افراد را تغییر میدهد.

چرا کتاب پدر پولدار، پدر بیپول نگرش مالی نا را تغییر می دهد؟
مروری بر دو بخش کتاب:
« من دو پدر داشتم که یکی پولدار بود و دیگری بی پول. یکی از آن ها تحصیلات عالیه داشت و بسیار با هوش بود وی دارای مدرک دکترا بود و 4 سال دوره ی لیسانس را ظرف مدت کمتر از دو سال طی کرده بود.
وی سپس برای تکمیل تحصیلاتش به دانشگاه های استنفورد شیکاگو و نورث وسترن رفته بود و تمامی دوره ی تحصیلش را با بورسیه گذرانده بود.
پدر دیگرم حتی کلاس هشتم را هم تمام نکرده بود. هر دوی این مردان در زمینه ی شغلی خودشان که تمام زندگی شان را صرف آن کردند بسیار موفق عمل کردند. هر دوی آن ها هم درآمد قابل توجهی داشتند.»
« با این همه یکی از آن ها از نظر مالی تمام عمر درگیر مشکلات بود. دیگر هم یکی از ثروتمندترین مردان هاوایی شد.
>یکی از آن ها وقتی فوت کرد ده ها میلیون دلار برای خانواده اش و کلیسایی که برای اجرای مراسم مذهبی به آن می رفت و موسسات خیریه به جای گذاشت.
دیگری هم کلی قبض و صورت حساب به ارث گذاشت که باید پرداخت می شدند. هر دوی این مردها قوی، کاری، دانا و تاثیرگذار بودند. آن ها به من مشاوره می دادند اما موضوع مشورت شان یکی نبود. این دو پدر قویا به آموزش اعتقاد داشتند اما منظورشان از آموزش یکی نبود.
اگر قرار بود فقط یکی از این دو پدرم باشد باید توصیه هایش را یا قبول می کردم یا رد. با وجود دارا بودن دو پدر از این بخت برخوردار بودم که دیدگاه های متفاوت یک پدر پولدار و یک پدر بی پول را با هم مقایسه کنم.»
“پدر پولدار، پدر بیپول” با زبانی ساده و داستانی، مفاهیم پیچیده مالی را قابل درک میکند. در ادامه به مهمترین نکات و آموزههای این کتاب میپردازیم:
۱. درس اصلی: دارایی در مقابل بدهی
مهمترین و شاید انقلابیترین درس کیوساکی، تعریف او از دارایی و بدهی است. او میگوید: “دارایی چیزی است که پول را به جیب شما میآورد، و بدهی چیزی است که پول را از جیب شما خارج میکند.”
افراد ثروتمند داراییهایی میخرند که برایشان درآمدزایی کند (مانند سهام، املاک اجارهای، کسبوکارها)، در حالی که افراد طبقه متوسط و فقیر اغلب بدهیهایی میخرند (مانند خانه بزرگ با وامهای سنگین یا ماشین لوکس) و فکر میکنند اینها دارایی هستند، در حالی که هزینههای جاری آنها را افزایش میدهند. درک این تفاوت، کلید ساخت ثروت است.

۲. مسابقه موشها (The Rat Race)
کیوساکی مفهوم “مسابقه موشها” را برای توصیف چرخهای بیپایان از کار کردن، پرداخت قبوض، تلاش برای بقا و سپس کار سختتر برای به دست آوردن پول بیشتر جهت پرداخت قبوض بیشتر معرفی میکند.</strong>
بسیاری از افراد تمام عمر خود را صرف کار برای دیگران، پرداخت مالیات و بدهی میکنند و هرگز فرصت نمییابند که برای خودشان کار کنند یا داراییهای واقعی بسازند.</p>
او معتقد است که تنها راه رهایی از این مسابقه، افزایش سواد مالی و تمرکز بر ساخت دارایی است که به جای شما کار کند.
۳. سواد مالی، نه فقط تحصیلات
یکی از انتقادات اصلی کیوساکی به سیستم آموزشی سنتی این است که این سیستم افراد را برای کار کردن و تبدیل شدن به کارمندان خوب تربیت میکند، نه برای ثروتمند شدن.</p>
او تاکید میکند که سواد مالی (توانایی خواندن صورتهای مالی، درک سرمایهگذاریها، مدیریت پول و شناخت فرصتها) بسیار مهمتر از نمرات خوب در مدرسه است.
ثروتمندان پول خود را در سرمایهگذاریهایی قرار میدهند که برایشان کار کند، در حالی که دیگران صرفاً برای پول کار میکنند.
۴. برای پول کار نکنید، بگذارید پول برای شما کار کند
این کتاب به شدت بر تغییر این طرز فکر تاکید دارد که باید سخت کار کرد تا پول به دست آورد. در عوض، کیوساکی خوانندگان را تشویق میکند که مهارتهای مالی خود را توسعه دهند تا پولشان برای آنها کار کند.
این شامل سرمایهگذاری در املاک، سهام، کسبوکارها و سایر داراییهایی است که بدون حضور فعال شما، درآمد تولید میکنند (درآمد غیرفعال).

۵. غلبه بر ترس و ریسکپذیری
کیوساکی معتقد است که ترس از دست دادن پول و شکست، یکی از بزرگترین موانع در راه ثروتمند شدن است. پدر پولدار او را تشویق میکرد که ریسکهای حسابشده بپذیرد و از اشتباهاتش درس بگیرد، در حالی که پدر بیپولش همیشه به دنبال امنیت شغلی بود.<br />
این کتاب به خوانندگان میآموزد که ریسکپذیری هوشمندانه و مدیریت ترس، جزء لاینفک فرآیند ساخت ثروت است و اشتباهات، فرصتهایی برای یادگیری هستند.
۶. اهمیت کسبوکار و سرمایهگذاری
کتاب به وضوح نشان میدهد که مسیر ثروتمند شدن از طریق کارآفرینی و سرمایهگذاری میگذرد، نه صرفاً از طریق شغل کارمندی.
کیوساکی به خوانندگان توصیه میکند که یک کسبوکار راه بیندازند یا در کسبوکارهایی سرمایهگذاری کنند که بتوانند برایشان درآمدزایی کنند.
او همچنین بر اهمیت یادگیری در مورد مالیات و نحوه استفاده از آن به نفع خود تاکید میکند.

خلاصه کلام
در نهایت، “پدر پولدار، پدر بیپول” بیش از یک کتاب مالی است؛ این یک دعوت به بازنگری کامل در نگرش ما به پول، کار و آینده مالی است.</p>
با درک مفاهیم ساده اما قدرتمند آن، میتوانیم کنترل امور مالی خود را به دست بگیریم، از چرخه بیپایان کار کردن برای دیگران خارج شویم و مسیر خود را به سوی آزادی مالی هموار کنیم.</p>
این کتاب یک نقطه شروع عالی برای هر کسی است که میخواهد سواد مالی خود را افزایش دهد و زندگیای فراتر از “مسابقه موشها” بسازد و به جای کار برای پول، از پول بخواهد که برایش کار کند.</p>
کانال تلگرامی سواد زندگی: savadzendegi@



