آخرین اخبارتوسعه توانمندی های فردیخبر های مهممدیریت-کار و کسب

۶ مهارت اصلی برای ورود به دنیای زنان موفق کدامند؟

اگر تاکنون مهارتی که دوست داشته اید بدست نیاورده اید هنوز هم می توانید آن را یاد بگیرید. لزوم به کارگیری مهارت ها برای رسیدن به اهداف مهم مان، درست مانندِ لزوم استارت زدنِ ماشین؛ سپس حرکت و رسیدن به مقصد است. حالا سرجایتان بنشینید و کمربند هایتان را ببندید تا با هم وارد دنیای مهارت ها شویم!

 موفقیت، مفهومی چندوجهی است و تنها محدود به دستاوردهای شغلی یا مالی نیست، بلکه شامل رضایت شخصی، رشد فردی و ایجاد تأثیر مثبت در جامعه به واسطه کسب انواع مهارت ها نیز می‌شود.

در مسیر دستیابی به این موفقیت، زنان با چالش‌ها و فرصت‌های منحصر به فردی روبرو هستند. توسعه و تقویت مهارت‌های کلیدی می‌تواند راهگشای این مسیر باشد و به زنان کمک کند تا پتانسیل کامل خود را شکوفا کرده و به اهدافشان دست یابند.

این مهارت‌ها، اگرچه برای هر فردی در هر جنسیت و موقعیتی ارزشمند هستند، اما در زمینه موفقیت زنان، نقش بسزایی ایفا می‌کنند و می‌توانند به عنوان “مهارت‌های جادویی” عمل کنند که دریچه‌های جدیدی را به روی فرصت‌ها می‌گشایند.

6 مهارت زنان موفق 

مهارت ۱: برنامه ریزی

اولین قدم برای رسیدن به هدفتان این است که بدانید کجا می روید! خیلی ها فکر می کنند همین که هدفشان را بشناسند، کافیست! یک نقشه ی راه زمانی به مقصد می رسد که نقطه شروع و پایانش مشخص باشد!

به عبارتی ساده اگر ندانید کجا هستید، نمی توانید به جایی که میخواهید بروید! پس در این راه شما به چند چیز نیاز دارید، نقشه راه، نقطه شروع، نقطه پایان و البته تابلو های راهنما و تابلوهای مسافت باقی مانده در بین راه.
انسان ها در صورت نداشتنِ این اَدوات گم می شوند! همچنین وقتی بدون برنامه ریزی و بدون هیچ نظر خاصی وارد راه جدیدی می شوید طی کردن مسیر سخت می شود!

اولین قدم برای رسیدن به هدفتان این است که بدانید کجا می روید!
اول از همه باید از آخر شروع کنید:

+خط پایان

یک هدفِ مشخص داشته باشید که نقطه ی پایان کارتان باشد.

حال که مشخص کرده اید مقصد نهایی تان کجاست باید با خود صادق باشید و ببینید نقطه شروع تان کجاست! چه دارایی، منابع و عاداتی دارید که می تواند کمک شما در این مسیر، یا انحراف شما از مسیر شود؟

+تابلو های راهنما + تابلوهای مسافت باقی مانده

اکنون که نقطه شروع و پایان سفرتان در مسیر رسیدن به هدف مشخص است، فکرها و نظریه های نابی است که در نزدیک شدن به هدفتان مانند چراغ قوه عمل می کنند. این گونه می توانید مسافت بین تابلو های راهنما را کوتاه تر کنید. در مورد برنامه ریزی این را بدانید که افراد زیادی هم نقشه راه داشتند هم برنامه، ولی با یک اتفاق ساده امیدشان را از دست دادند و مسیر را رها کردند! بین شما و مقصد مهمترین چیز اراده و میل شماست! اجازه ندهید یک اتفاق، سرنوشتِ هدفِ دوست داشتنی تان را عوض کند، یا یک وقفه در انجام یکی از برنامه ها به کل شما را از مسیرتان منحرف کند! لطفا هدفتان را مقدس بدانید!

با مطالعه این مطالب درمی‌یابیم که برنامه‌ریزی به عنوان یک مهارت کلیدی و ابزار قدرتمند برای غلبه بر اهمالکاری و کمالگرایی است. افراد کمالگرا و اهمالکار به دلیل ترس از شکست و عدم اطمینان از توانایی‌های خود، درگیر جزئیات کم‌اهمیت شده و از شروع گام‌های اولیه خودداری می‌کنند.

نقش برنامه‌ریزی برای غلبه بر اهمالکاری و کمالگرایی به شرح زیر است:

تعیین اهداف واقع‌بینانه و قابل‌دسترس
تقسیم برنامه‌ها به گام‌های کوچکتر و قابل‌مدیریت
تعیین ضرب‌العجل و مدیریت زمان
آماده بودن برای اشتباه کردن
کمک گرفتن از دوستان، خانواده و همکاران
به یاد داشته باشید که برای رسیدن به اهداف ضروری خود در کنار مهارت برنامه‌ریزی، باید غلبه بر کمالگرایی و اهمالکاری را نیز یاد بگیرید تا تمام موانع از سر راه شما برداشته شود.

مهارت ۲: اعتماد به نفس

اعتماد به نفس بال های شماست. باور و اعتقادیست که به شما می گوید می توانید روی خود حساب باز کنید یا خیر! و مهم تر از این، بدانید که اعتماد به نفس یک مهارت است نه یک استعداد مادرزادی!

مثلا: از ظاهر شروع کنیم! اعتماد به نفس در رابطه با رضایت از ظاهرتان، نشات گرفته از نظر خودتان است نه ظاهری که دیگران خوششان می آید.
شما عاشق موی بلند و کفش پاشنه بلند و آرایش هستید و دوستتان عاشق کفش ورزشی و کلاه و معتقد است آرایش او را زیبا نخواهد کرد!

مثال ظاهر مثالی بود در جهت این که باید بدانید اعتماد به نفس این است که هر چیز با ارزش برای شما باید نشات گرفته از وجود خودتان باشد نه تبعیت از دیگران یا خوشامد آنها! عدم اعتماد به نفس منجر به سستی شخصیت و هدفتان؛ سپس گمراهی شما در مسیر می شود!

اعتماد به نفس در رابطه با رضایت از ظاهرتان، نشات گرفته از نظر خودتان است نه ظاهری که دیگران خوششان می آید.

ابتدا بپذیرید که هدف شما و مسیر شما و جایگاه شما و ویژگی ها و اتفاقات خوب یا بدِ زندگی شما فقط مختصِ خودتان است. آنها را در آغوش بگیرید و بابت تجربه های کسب شده از آنها شاکر باشید. سپس با علمِ به خاص بودن مطلقِ خود، مسیرتان و خواسته تان را نیز خاصِ خود بدانید و سعی کنید اعتمادِ کامل را به خاص بودن خود و مسیرتان بکنید!

راه‌هایی برای تقویت اعتماد به نفس:

افزایش معاشرت با افراد مثبت‌اندیش
به عهده گرفتن مسئولیت زندگی خود
درس گرفتن از اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری و پیشرفت
مشخص کردن نقاط قوت و ضعف و پذیرفتن آنها

در نظر داشته باشید که از میان انواع اعتماد به نفس، قطعاً از اعتماد به نفس کاذب دوری کنید. زیرا در این شرایط فرد بر پایه توهم و خودبزرگ‌بینی، توانایی‌های خود را بیشتر از حد واقعی تخمین زده و در مواجهه با مشکلات دچار ناامیدی می‌شود. این موضوع با دنیای زنان موفق کاملاً در تضاد است.


مهارت ۳: پشتکار

یک هدف محدودیت زمانی ندارد! باید در مسیر تمام تلاش تان را بکنید همین! و اینکه حق ندارید پیشرفت خودتان را با پیشرفت کسی که در اواسط راه است مقایسه کنید. راه رسیدن به هدف، مثل یک سفر پرماجراست و برای رسیدن به چیزی که می خواهید باید هر خطری را در مسیر انجام دهید!

این که باید بدانید هدفِ شما موقتی نیست! هدف حکم لباستان را ندارد که موقعی که دلتان خواست آن را بپوشید و وقتی نخواستید آن را عوض کنید! در واقع حالا هدف تا زمان رسیدن، به منزله هویت تان است، برای همیشه و تا ابد! همین طور بدانید که تلاش و پشتکار هیچ وقت قطع نخواهد شد، وقتی به هدفی می رسید، هدف دیگری را انتخاب می کنید و همین روند باید ادامه داشته باشد.

مهارت ۴: اثربخشی

تا حالا شده است که ساعت ها روی هدفی کار کنید، بدون این که ذره ای پیشرفت کنید؟ دلیلش این است که اصلاً نمی دانستید باید روی چه تمرکز کنید! شما به زمان نیاز ندارید بلکه به استفادهِ مفید و موثر از زمان نیاز دارید!

برای مدیریت زمان تان لازم است این چند مورد را بدانید:

۱- لیست کار هایی که باید انجام دهید را با لیست نتایج عوض کنید!

یعنی از انجام کاری که می کنید توقع دارید به چه نتیجه ای برسید؟ آنها را لیست کنید! مثلا: هر هفته ۴ قراردادِ جدید بستن! هر هفته نیم کیلو کاهش وزن! و… این گونه هدف در ابتدا مشخص و سپس کار هایی که در جهت آن باید انجام داد نیز پرسیده خواهد شد. اینکه حال باید برای نیم کیلو کاهش وزن چه کرد؟

رژیم غذایی منطبق با آن را گرفت و اجرا کرد…
فلان ساعت در هفته پیاده روی داشت…
یا تنها فلان میزان از کالری اضافه را حذف کرد…

۲- برای خود محیط موثر به وجود آورید!

اگر دنبال یک محیط خیالی یا یک میز باشکوه برای انجام دادن اهدافتان هستید هیچ وقت به هدف نخواهید رسید! باید محیط موثر را خودتان ایجاد کنید! مثلا در کنار کارتان به یک ریتم خاص از موسیقی گوش دادن! یا جویدن آدامس مورد علاقه تان! این ها کارهاییست که با آن می توانید تمرکز کنید و کارتان را انجام دهید بدون این که جای خاصی باشید!

۳- از چیزهایی که حواستان را پرت می کند دوری کنید!

اینترنت را خاموش و موبایلتان را بی صدا کنید!

۴- مسیرتان را چک کنید!

هر هفته، روزی برای مرورِ مسیر هفتهِ گذشتهِ خود بگذارید تا اگر میزان اثر بخشی آن کم است، نقاط منفی را در این هفته تکرار نکنید!

مهارت ۵: مثبت فکر کنید!

درست زمانی که فکر می کنید بچه قرار نیست به دنیا بیاید، وقت زور زدن و به دنیا آوردن بچه است! حال می توانید در حین به دنیا آوردنش رنج بکشید یا فقط تمرکز کنید و ادامه دهید! این که شما انتخاب کنید در مسیرتان شاد باشید، مدیتیشن انجام دهید، و اطرافتان را پر از مسائل و انسان های مثبت کنید به خودتان بستگی دارد، اما بدانید اگر دیدگاهتان درست نباشد، انگار روی آب شناور مانده اید.

بدانید هیچ فکری قرار نیست بدون اجازه شما در ذهنتان ماندگار شود. پس هر وقت رفتید سراغ منفی بافی دست نگه دارید. نکته ی خوبِ این کار این است که چه در دوره سختی، چه آسانی از زندگیتان باشید، می فهمید که می توانید دیدگاهتان را نسبت به ماجرا کنترل کنید!

مهارت ۶: مدیریت

در کودکی شاید به یک دختر گفته می شد: تو مسئول همه چیز و همه کس نیستی! اما در مورد یک پسر می گفتند: ببینید! کلاً مدیر به دنیا آمده است! این مهارتی بوده که در دختران مورد تایید قرار نگرفته است، ولی در واقع وقتی حرف از مدیریت می شود باید دانست فارغ از زن یا مرد بودن، همه ما توانایی انجامش را داریم، پس به آن صدا های مرسوم گوش نکنید و آنها را فراموش کنید!

در این راه همه با شما همراه نخواهند بود اما شما باید بدانید که اداره یک زندگی، اداره یک شرکت، یا مدیریتِ برنامه های شخصی خودتان، نیاز به تحسین دیگران ندارد، نیاز به اعتماد به نفس شما دارد که در ابتدا باور کنید توانایی مدیریت در وجود هر انسانی قرار داده شده است که باید از آن استفاده کند.

در انتها بدانید خودِ واقعیتان برای بیشتر از این ها مصمم است، نسخه ای بیش از حال حاضرتان! و اولین قدم این است که بزرگی و توانایی روحتان را باور کنید و به آن گوش سپارید سپس دَرها، یکی یکی برایتان باز خواهند شد!

تا اینجا متوجه شدیم که مهارت مدیریت فارغ از جنسیت در وجود هر انسانی قرار دارد و زن و مرد به یک اندازه از استعداد و توانایی برای رهبری و هدایت یک سازمان برخوردارند.

البته در سال‌های اخیر، بسیاری از مدیران موفق را زنان تشکیل می‌دهند و این موضوع باعث شده تا اهمیت حضور زنان در نقش مدیریت در سازمان‌ها بیشتر از گذشته درک شود.

برای دستیابی به تساوی حقوق جنسیتی در مدیریت، باید زنان از خود شروع کرده و قدم‌های مثبتی برای موفقیت‌های مدیریتی بردارند.

برخی از این اقدامات برای کسب مهارت مدیریت عبارتند از:

تغییر نگرش‌ها و ترویج الگوهای موفق و به اشتراک گذاشتن تجربیات زنان مدیر

کسب مهارت‌ها و دانش لازم به شیوه‌های مختلف مانند تحصیلات

کسب تجربه در محیط و دیدن آموزش برای افزایش مهارت‌های ارتباطی
حفظ تعادل در محیط کار و زندگی شخصی

عضویت در انجمن‌های زنان برای تبادل ایده‌ها و حمایت از یکدیگر

آگاه بودن از حقوق خود و توانایی مطالبه‌گری آن به شکل مسالمت آمیز
استفاده از مربیان با تجربه در مسیر پیشرفت شغلی

منبع:آکادمی فرناز قورچیان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا