مغز قدیمی و سرعت عصر جدید
با این 12 کار «از سرعت زندگی بکاهیم» / نگذاریم ماشین زندگی ما را زیر بگیرد
 سواد زندگی؛ توسعه توانمندی های فردی/ جعفر محمدی - 2.5 میلیون سال پیش انسان هایی در آفریقا زندگی می کردند که مغزشان به آرامی در حال تکامل بود. هر چه می گذشت، بخش های مرتبط با ادراک، خلاقیت و خردمندی در مغز آنها و نسل های بعدی شان رشد بیشتری می یافت و پیشانی انسان، جلوتر می آمد.

روند تکامل مغز انسان، با روند رویدادهای بیرونی هم سرعت و هماهنگ بود؛ بین «رشد مغزی انسان» و «رشد اجتماعی و تکنولوژیکی و ...» یک همگامی تاریخی وجود داشت.

روند تکاملی مغز، پروسه ای کند و زمان بر است، به گونه ای که از 100 هزار سال قبل تا کنون، رشد خاصی شکل نگرفته و اصطلاحاً آخرین بروزرسانی مغز انسان مربوط به 1000 قرن پیش است!

  * این درس را بخوانید:
چگونه در عصر جدید، با مغز به جا مانده از 100 هزار سال پیش زندگی کنیم؟


مشخص است که سرعت زندگی در 100 هزار سال پیش بسیار کند بوده است. انسان اولیه که در شرق آفریقا می زیسته، با همان الگوهای زیستی پدر، جد و پدر جدش زندگی می کرد، کارهای اندکی برای انجام داشت، کمتر نگران گذشت زمان بود و تقریباً هیچگاه مجبور نبود دو کار را با یکدیگر انجام دهد یا دهها خبر و محتوا را در چند دقیقه محدود دریافت و تحلیل کند. مغزش نیز با این "روند کُند و با طمأنینه" همراه بود.

با این 12 کار «از سرعت زندگی بکاهیم» / نگذاریم ماشین زندگی ما را زیر بگیرد

در این 100 هزار سال هر چند خود مغز پیشرفت خاصی نداشته اما دنیای بیرون از خود را بسیار پیشرفته کرده است.
هارتمورت رزا - جامعه شناس آلمانی - در کتاب معروف اش به نام "شتاب اجتماعی" می نویسد که از دوران پیشامدرن تا کنون سرعت جابجایی انسان 100 برابر شده است. سرعت ارتباطات 10 میلیون برابر و سرعت انتقال داده ها 10 میلیارد برابر!
نکته اینجاست که بخش اعظم این تحولات شگرف، در همین 200 سال اخیر رخ داده است و 200 سال در تاریخ چند میلیون ساله تکامل مغز، اساساً زمانی محسوب نمی شود.

نتیجه این است: مغزی با طمأنینه و به جا مانده از 100 هزار سال پیش با دنیایی جدید و بسیار سریع.

این وضعیت، یعنی عدم تطابق سرعت درونی با سرعت بیرونی، منشأ بسیاری از استرس ها، ناکامی ها، ترس ها، نزاع ها و مشکلات بشر امروزی است.
ما مجبوریم خود را با فناوری های جدید وفق بدهیم، خبرهای روز محله، شهر، کشور و دنیا را رصد کنیم، اطلاعات ضد و نقیض را تحلیل کنیم، با افرادی بسیار بیشتر از گذشته از طریق رسانه ها و شبکه های اجتماعی در تعامل باشیم، پست های دیگران را ببینیم و درباره شان قضاوت کنیم، هر روز به تماس های متعدد تلفنی پاسخ دهیم یا به افراد زیادی زنگ بزنیم یا پیام بفرستیم، فعالیت های اقتصادی مان را دنبال کنیم و نگران نوسانات قیمت باشیم، دانش مان را بروز کنیم، غذاهای سریع بخوریم و ... .

تازه بعد از همه این کارها، متوجه می شویم که همیشه کلی کار عقب افتاده داریم که باید انجام دهیم و احتمالاً موقع مرگ مان نیز کلی کار بر زمین مانده از ما به جا خواهد ماند!

بنابر این، به نظر می رسد ما محکوم شده ایم به زندگی در عصری که سرعت اش بسیار فراتر از توان ماست و این، با سرعتی که در تاریخ بشر سابقه نداشته است، ما را مستأصل و مستهلک می کند.

مغز ما، سرانجام خود را با تحولات بیرونی هماهنگ خواهد کرد ولی همانگونه که گفته شد، روند تکاملی مغز در درازنای تاریخ و به کندی رخ می دهد و لذا ما ناگزیر هستیم با همین مغز کنونی در جهان پرسرعت امروز زندگی کنیم.

برای کاستن از آسیب های حتمی دنیای پرشتاب امروز، توصیه جدی و حیاتی این است که "از سرعت زندگی خود بکاهیم" با این چند کار:

1 - حواس مان به سرعت زندگی باشد و این که اگر از آن عقب ماندیم، این یک امر طبیعی است و نباید مایه استرس باشد.

2 - هر روز تعمداً روند زندگی متعارف را متوقف کنیم و از آن فاصله بگیریم. دکتر "یووال نوح هراری"، نویسنده کتاب بسیار معروف "انسان خردمند" می گوید از زمانی که در دانشگاه آکسفورد درس می خوانده تا کنون، هر روز 2 بار و هر بار یک ساعت، همه کارهایش را متوقف، تمام ارتباطاتش را قطع و با خود خلوت می کند و به خود می اندیشد. هراری، یک ماه در سال نیز چنین می کند.
مراقبه روزانه آرامش منحصر بفردی به زندگی مان می دهد. همچنین اگر بتوانیم وسط روز چرتی نیم ساعته بزنیم به کاهش سرعت زندگی کمک کرده ایم.

3 -
تا جایی که می توانیم از استفاده از فناوری های ارتباطی به ویژه شبکه های اجتماعی را کم کنیم و وبگردی های بی هدف را برای همیشه از زندگی مان حذف کنیم. اینترنت و شبکه های اجتماعی انبوهی از داده های درست و غلط را به سمت ما هدایت می کنند بی آن که ما توان پذیرش و پردازش آنها را داشته باشیم، درست مانند سیلابی بزرگ که به سمت سدی کوچک می رود و ممکن است آن را بشکند و فاجعه به بار بیاورد. همین الان از گروه هایی که واقعاً چیزی جز اتلاف وقت ندارند، خارج شویم.

4 - فقط اخبار عمومی و مرتبط با نیازها و علاقه مندی های خود را دنبال کنیم. همچنین نیازی نیست در رشته های مختلف مطالعه کنیم بلکه بکوشیم فقط یک زمینه که بدان علاقه داریم را برای مطالعه و پیگیری انتخاب کنیم. خط سیر واحد مطالعاتی، آرامش بیشتری می دهد تا مطالعات متفرقه درباره همه چیز؛ عصر دانشمند شدن در همه علوم، خیلی وقت است که به پایان رسیده است.

5 - در طول زندگی، پیشنهادهای زیادی به ما می شود، یکی از ما دعوت می کند که بیزینس جدیدی را با او شروع کنیم، دیگری رفتن به یک کلاس را به ما پیشنهاد می دهد، آن یکی ما را وسوسه می کند که وارد بورس شویم و آن یکی ... .

اشتغال فکری و فیزیکی به کارهای مختلف - حتی کارهایی که مستقلاً مفید هم هستند - سرعت زندگی را بیشتر می کند.
باید جرأت "نه" گفتن داشته باشیم و بتوانیم از بسیاری از کارهایی که حتی بدان ها علاقه مند هستیم، دل بکَنیم و انرژی مان را روی کار واحد یا کارهای بسیار محدود و مناسب با توان و زمان مان متمرکز کنیم.
جمله ای منسوب به استیو جابز هست که می گوید: من به کارهایی که نکرده ام بیشتر از کارهایی که کرده ام می بالم.

6 - کمترین استفاده را از تلفن همراه داشته باشیم. از  دوستان مان بخواهیم یا آنها را عادت دهیم که اگر با ما کار مهمی نداشتند، برایمان پیام بگذارند. زنگ تلفن همراه در میان کارهای روزانه به سرعت زندگی ضریب می دهد.

7 - در طول شبانه روز،  زمان های مشخص و محدودی را برای چک کردن پیام های رسیده به تلفن همراه و ایمیل مان در نظر بگیریم و خارج از این زمان ها - مثلاً 8 صبح و 5 بعد از ظهر - سراغ باکس پیام های مان نرویم.

8 -
با علم به این که هر چقدر هم کار کنیم همواره کارهای عقب افتاده خواهیم داشت، ساعت هایی از شبانه روز را به امور غیرکاری و تفریح و ورزش و خانواده و دوستان اختصاص دهیم و گذر زمان را فراموش کنیم. 

9 - اگر می خواهیم جایی برویم، زودتر از معمول حرکت کنیم تا در طول مسیر، درگیر گذشت زمان و استرس ناشی از آن نشویم. تا حد امکان و تعمداً آهسته رانندگی کنیم.

10 - قرارهای کاری متعدد برای یک روز هماهنگ نکنیم.

11 - تا جایی که می توانیم به سفر برویم و در طول سفر تلفن همراه مان را خاموش کنیم و به سراغ اینترنت هم نرویم.

12 - به محل زندگی کودکی مان سر بزنیم، با دوستان قدیمی و فامیل تجدید دیدار کنیم، هر از گاهی آلبوم عکس های قدیمی را  مرور کنیم و خاطرات گذشته به یاد بیاوریم. این کارها باعث معرفت بیشتر ما به مقوله زمان می شود و راحت تر با آن کنار می آییم.

قطعاً همه این کارها به آسانی میسر نمی شوند ولی واقعیت این است که زندگی منتظر بهانه ها و دلایل حتی موجه ما نمی ماند و خود را با سرعت بی نظیری که گرفته بر ما تحمیل می کند؛ اگر از سرعت ماشین زندگی نکاهیم، ما را بی رحمانه زیر خواهد گرفت. " از سرعت زندگی بکاهیم".


  کانال سواد زندگی در تلگرام:  savadzendegi@