همانند بدبین، خوش‌بین هم جهان را سیاه و سفید می‌بیند

      شک کردن به دانسته‌های خود گام اول خودشناسی است       
کد خبر: ۱۴۵
گاهی اوقات این نیم ساعت می تواند به صورت یک کشتی دوستانه میان پدر و آنها سپری شود. شاید بگوئید با این همه خستگی روزانه چطور می توانم با فرزند خود کشتی بگیرم اما قطعا شما از نظر فیرزیکی و وزنی برتر هستید می توانید در همان لحظات قدرت نمایی با فرزند خود از همین عامل برتری استفاده کرده و در حالیکه او را در آغوش خود دارید مقداری استراحت کنید.

سواد زندگی- یکی از مهم ترین نیازهای فرزندان ما از همان سنین آغازین، پرداختن به بازی و مشغولیت هایی است که در نهایت ساعات خوشی را برای آنها ایجاد کند. البته قصد آنرا نداریم که وارد مباحث تخصصی علم روانشناسی در رابطه با مفهوم "بازی" و "بازی کردن" شویم بلکه به زبانی خودمانی تر تصمیم داریم به چالشی بپردازیم که همه ما در زندگی های امروزی به نوعی با آن مواجه هستیم. آیا تا کنون فرزندتان از شما تقاضای هم بازی شدن را داشته است؟! حال آنکه شما در وضعیتی قرار داشته اید که اصلا تمایلی به بازی کردن نداشته و این پیشنهاد به شدت موجب نارضایتی شما شده است.

30 دقیقه طلایی!

متاسفانه سبک زندگی در دوران ما به سمتی پیش می رود که عملا فرصتی برای برخی فعالیت ها باقی نمی ماند که شاید یکی از مهترین آنها همبازی شدن با فرزندانمان باشد! هنگامی که پدر و مادر یا حتی یکی از آنها تمام وقت خود را صرف فعالیت های اقتصادی و تامین هزینه های زندگی می کند عملا در شرایطی به خانه باز می گردد که دیگر توانی برای بازی کردن با فرزندان را در خود نمی بیند. از سوی دیگر چنانچه مادر خانواده خانه دار باشد وی هم روزانه با گرفتاری های مختلفی از پیگیری مسائل تحصیلی گرفته تا کارهای خانه مواجهه است؛ از این رو والدین اگر فرصتی برای فراغت هم داشته باشند احتمالا تمایل دارند تا به کارهای مورد علاقه شان بپردازند. به هرترتیب خلا اصلی در این وضعیت متوجه فرزندان می شود. آنها که از درک تمام گرفتاری های زندگی والدین عاجز هستند بدنبال پاسخگویی به نیازهای خود هستند اما در مقابل، والدینی را می بینند که توانایی همراهی شان را ندارند...

قطعا ما در این مطلب یا صدها مطلب دیگر توانایی تغییر شرایط اقتصادی یا سبک زندگی که بعضا جبر شرایط آنرا شکل داده است، نخواهیم داشت(هر چند همواره به جادوی تغییرات اعتقاد داریم)، اما بدنبال راهکاری عاجل هستیم تا شرایطی ایجاد شود که والدین و فرزندان کمترین ناراحتی و زیان را در این مقوله متحمل شوند.

خوب همانطور که همواره گفته ایم ما به توانایی های برنامه ریزی اعتقاد داریم و تنها مقداری همت لازم داریم تا معجزات آنرا مشاهده کنیم. پس در گام اول سراغ همان روش آشنای همیشگی رفته و با برنامه ریزی آغاز می کنیم.

پیش از آنکه بخواهیم دررابطه با کمبود وقت خود با فرزندانمان سخن بگوئیم بهتر آن است مقداری با خود گفتگو کنیم. تمامی ساعات روز خود را روی کاغد بیاورید. از زمان بیداری تا شب هنگام که به رختخواب می روید را یادداشت کنید. قطعا در این بین ما بیشتر نیازمند زمان هایی خالی در ساعات پایانی روز و هنگامی که به خانه باز می گردیم خواهیم بود. اینجا حتی 30 دقیقه هم زمان مناسبی برای همراهی با فرزندان یا بهتر بگوئیم بازی کردن خواهد بود.

ممکن است تا نام "بازی" به میان می آید تصور شما برداشتن یک توپ و جنب و جوشی شدید باشد که فراتر از توانایی های تحلیل رفته تان در ساعات پایانی روز به نظر می رسد اما برعکس ما می توانیم با هوشمندی همان زمان نیم ساعته را به بازی های متنوع و البته جذاب برای فرزندان خود اختصاص دهیم. شاید اینجا بازی های فکری باسابقه مانند روپولی یا عموپولدار و یا حتی یک منچ ساده جذابیت بالایی برای فرزندانتان داشته باشند. حتما برای برنده بازی جایزه ای در حد خوردنی های موردعلاقه بچه ها یا برنامه شام بیرون از خانه(را هر دو هفته یکبار) در نظر بگیرید.این جایزه ها هم جدیت و تعهد شما به بازی جدی را به فرزندان نشان می دهد و هم آنکه عاملی است در راستای افزایش انگیزه آنها.

30 دقیقه طلایی!

یک نکته مهم که معمولا فراموش می شود

فرزندان ما انتظار زیادی از بازی با والدین خود ندارند. این نکته مهمی است که معمولا والدین آنرا فراموش می کند و تا نام بازی به میان می آید آنرا به مثابه یک امر بسیار دشوار می بینند. فراموش نکنید آنها فقط می خواهند ساعاتی را نزدیک تر به والدین خود باشند وگرنه در حالت عادی هر کس در خانه به کاری مشغول است یکی آشپزی می کند، یکی تلویزیون نگاه می کند و احتمالا این روزها بچه ها با تلویزیون شخصی خود در اتاق شان کارتون می بینند. خوب در چنین حالتی نیاز به آن حس نزدیکی چگونه پاسخ داده خواهد شد. پس به همین 30 دقیقه طلایی به عنوان زمانی برای بهترین اجرای خود در نقش پدر و مادر بسیار فکر کنید.

به شما پیشنهاد می کنیم بازی های فکری را بصورت گروهی دنبال کنید و حتما پدر و مادر هر دو در این بازی شرکت داشته باشند. در رابطه با فرزندان پسر گاهی اوقات این نیم ساعت می تواند به صورت یک کشتی دوستانه میان پدر و آنها سپری شود. شاید بگوئید با این همه خستگی روزانه چطور می توانم با فرزند خود کشتی بگیرم اما قطعا شما از نظر فیرزیکی و وزنی برتر هستید می توانید در همان لحظات قدرت نمایی با فرزند خود از همین عامل برتری استفاده کرده و در حالیکه او را در آغوش خود دارید مقداری استراحت کنید. یا آنکه برعکس در نقش یک شکست خورده در مبارزه هنگامی که بر زمین می خورید مقداری خود را در اختیار فرزندانتان قرار داده و به همان صورت خستگی در کنید.

در رابطه با فرزندان دختر نیز نقش مادران پررنگ تر می تواند باشد. در بازی های عروسکی یا شبیه سازی هایی مانند خاله بازی مهمان منزل فرزندتان شده و با او چای بخورید و کمی صحبت کنید این کار انرژی زیادی نمی خواهد. حتی روانشناسان بر این باورند مادر در این حالت می تواند بصورت غیر مستقیم مسائل تربیتی را به فرزند خود یادآوری کند. حتی گاهی وقت ها اگر مهمانان بیشتر هم شوند ضرری ندارد مثلا پدر و مادر با هم مهمان شده و چای را در خدمت دخترشان باشند.

اختصاص 30 دقیقه در روز برای فرزندان حقیقتا منصفانه به نظر می رسد! ما تمام گرفتاری های روزمره را محاسبه کرده ایم. به خستگی های والدین بیشترین امتیاز را داده ایم اما فراموش نکنیم فرزندان هم برای خود حقوقی دارند و نمی توان انتظار داشت همه چیز را در این سنین درک کنند و با بزرگواری از حق "حس نزدیکتر پدر و مادر" بگذرند پس بهتر آن است تا ما مقداری فداکاری کرده و 30 دقیقه طلایی در روز را به آنان اختصاص دهیم. البته هر چقدر که بتوانیم این زمان را افزایش دهیم به همان میزان آثار درخشان تری در رشد و تکامل صحیح احساسات فرزندان داشته ایم.

نوشته مازیاردانیالی



"سواد زندگی"، مدرسه آموزش های دانش پایه عصر ایران است. همه رسانه ها می توانند از مطالب این سایت استفاده کنند. اما خواهش می کنیم برای سهیم شدن در گسترش دانایی، با لینک سواد زندگی منتشر فرمایید: 
http://www.savadezendegi.com/

نام:
ایمیل:
* نظر:
دعوت از دوستان
ایمیل دوستان خود را جهت دعوت وارد کنید